مرغان رفتند بر سلیمان بخروش
کاین بلبل را چرا نمیمالی گوش
بلبل گفتا به خون ما در بمجوش
سه ماه سخن گویم و نه ماه خموش
زمین
در کارگهِ کوزهگری بودم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)ذرات گردنده [73-57]رباعی 73
در کارگه کوزهگری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 117
در کارگهِ کوزهگری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه، گویا و خموش
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات اصیلشمارهٔ 12
گویند مرا صوابرایان به هوش
چون دست نمیرسد به خرسندی کوش
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 89
سودی نکند فراخنای بر و دوش
گر آدمیی عقل و هنرپرور و هوش
سعدیمواعظرباعیاترباعی شمارهٔ 37
می بر کف گیر و هر دو عالم بفروش
بیهوده مدار هر دو عالم به خروش
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 226
چون برفکنند از همه چیزی سرپوش
چون دیگ درآید همه عالم در جوش
عطارمختارنامهباب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدنشمارهٔ 17
تا چند زنی منادی، ای سر که فروش!
بیزحمت لب شراب تحقیق بنوش
عطارمختارنامهباب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدنشمارهٔ 23
گر خواهی تو که وقت خود داری گوش
دم در کشی و به خویش بازآری هوش
عطارمختارنامهباب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدنشمارهٔ 24
پیمانهٔ خاک گشت آن چشمهٔ نوش
وان چشمهٔ خورشید باستاد زجوش
عطارمختارنامهباب بیست و پنجم: در مراثی رفتگانشمارهٔ 4
فارسی متن کا ماخذ: گنجور