زمین
بستی کمر وداع و زین شیوه مرا
هم دست زکار رفت و هم پای ز جا
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 17
امروز چو کاسۀ سرت هست بهجا
مَی نوش به کاسه، با حریفی دانا
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات محتملشمارهٔ 1
با آنکه خوش آید از تو، ای یار، جفا
لیکن هرگز جفا نباشد چو وفا
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 1
عیشی نبود چو عیش لولی و گدا
افکنده کله از سر و نعلین ز پا
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 2
ماییم که با ما نبود هیچ روا
چون هیچ نباشد نبود هیچ سزا
عطارمختارنامهباب پنجم: در بیان توحید به زبان تفریدشمارهٔ 10
چون من بگذشتهام بجان زین دو سرا
تا کی ز گرانجانی تن بهر خدا
عطارمختارنامهباب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمرشمارهٔ 26
شمع آمد و گفت: ماندهام بی سر و پا
پای اندر بند و سر در آتش همه جا
عطارمختارنامهباب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمعشمارهٔ 40
آن کس که ترا نقش کند او تنها
تنها نگذاردت میان سودا
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 3
تنبور چو تن تن برآرد به نوا
زنجیر در آن شود دل بیسر و پا
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 52
گر عمر بشد عمر دگر داد خدا
گر عمر فنا نماند نک عمر بقا
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 62