رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1829رباعی شمارهٔ 1829شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انداریہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچشمان خمار و روی رخشان داریکان گوهر و لعل بدخشان داری2نقل کریںگیرم که چو غنچه خنده پنهان داریگل را ز جمال خود تو خندان داری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجانم دارد ز عشق جانافزائیاز سوداها لطیفتر سودائیرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1828اگلی نظمچشم تو بهر غمزه بسوزد مستیگر دلبندی هزار خون کردستیرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1830زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای شب تو طریقِ زلفِ جانان دارییعنی نتوان گفت که پایان داریعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 18ای گوی زنخ زلف چو چوگان داریابروی کمان و تیر مژگان داریرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1753ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
ای شب تو طریقِ زلفِ جانان دارییعنی نتوان گفت که پایان داریعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 18