صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3133

غزل شمارهٔ 3133

شاعر: رومی

وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

حدی نداری در خوش لقایی

مثلی نداری در جان فزایی

2

بر وعده تو بر نجده تو

که م دوش گفتی هی تو کجایی

3

کردم کرانه ز اهل زمانه

رفتم به خانه تا تو بیایی

4

نزلت چشیدم رویت ندیدم

آن قرص مه را کی می‌نمایی

5

ماهی کمالی آب زلالی

جاه و جلالی کان عطایی

6

امروز مستم مجنون پرستم

بگرفت دستم دست خدایی

7

ای ساقی شه هین الله الله

افزون ده آن می چون مرتضایی

8

یک گوشه جان ماندست پیچان

و آن پیچش از تو یابد رهایی

9

جنگ است نیمم با نیم دیگر

هین صلح شان ده تا چند پایی

10

زاغی و بازی در یک قفس شد

و از زخم هر دو در ابتلایی

11

بگشا قفس را تا ره شودشان

جنگی نماند چون در گشایی

12

نفسی و عقلی در سینه ما

در جنگ و محنت مست خدایی

13

گر جنگ خواهی درشان فروبند

ور نی بکن شان یک دم سقایی

14

در آب افکن چون مهد موسی

این جان ما را چون جان مایی

15

تا کش نیاید فرعون ملعون

نی آن عوانان اندر دغایی

16

در آب رقصان مهد لطیفش

از خوف رسته وز بی‌نوایی

17

فرعون اکنون بشناسد او را

کز راه آب او کرد ارتقایی

18

تو میر آبی و آن آب قایم

داد و دهش را دایم سزایی

19

در خانه موسی در خوف جان بد

در آب بودش امن بقایی

20

هر چیز زنده از آب باشد

کب است ما را نقل سمایی

21

تو آب آبی تو تاب تابی

آب از تو یابد لطف و روایی

22

قارون نعمت طماع گردد

در بخشش تو گیرد گدایی

23

جز در گدایی کس این نیابد

ناموس کم کن با کبریایی

24

گیرنده خواهد جوینده خواهد

ناموس آرد جان را جدایی

25

خاموش کردم لیکن روانم

در اندرونم گشته‌ست نایی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خواهیم یارا کامشب نخسپی

حق خدا را کامشب نخسپی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3132

اگلی نظم

تو جان مایی، ماه سمایی

فارغ ز جمله اندیشهایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3134

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

از سبزه بر گل خط می فزایی

دل می فریبی جان می ربایی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 980

ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟

کی روی خوبت با ما نمایی؟

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 286

تابم ز دل برد کافرادایی

بالا بلندی کوته قبایی

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 332

تو جان مایی، ماه سمایی

فارغ ز جمله اندیشهایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3134

با چرخ گردان تیره هوایی

دارد همیشه قصد جدایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3135

هذا طبیبی، عند الدوآء

هذا حبیبی، عند الوء

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3200

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور