شاعر: غالب دهلوی
تابم ز دل برد کافرادایی
بالا بلندی کوته قبایی
از خوی ناخوش دوزخ نهیبی
وز روی دلکش مینولقایی
در دیرگیری غافل نوازی
در زودمیری عاشق ستایی
زردشت کیشی آتش پرستی
برسم گزاری زمزم سرایی
چون مرگ ناگه بسیارتلخی
چون جان شیرین اندک وفایی
در کام بخشی ممسک امیری
در دلستانی مبرم گدایی
گستاخ سازی پوزش پسندی
طاقت گدازی صبرآزمایی
در کینه ورزی تفسیده دشتی
در مهربانی بستانسرایی
از زلف پر خم مشکین نقابی
از تابش تن زرین ردایی
در عرض دعوی لیلینکوهی
بر رغم غالب مجنونستایی
زمین
از سبزه بر گل خط می فزایی
دل می فریبی جان می ربایی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 980
حدی نداری در خوش لقایی
مثلی نداری در جان فزایی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3133
تو جان مایی، ماه سمایی
فارغ ز جمله اندیشهایی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3134
با چرخ گردان تیره هوایی
دارد همیشه قصد جدایی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3135
هذا طبیبی، عند الدوآء
هذا حبیبی، عند الوء
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3200
ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟
کی روی خوبت با ما نمایی؟
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 286
فارسی متن کا ماخذ: گنجور