این عشق کمالست و کمالست و کمال
وین نفس خیالست خیالست و خیال
این عشق جلالست و جلالست و جلال
امروز وصالست و وصالست و وصال
زمین
بگذر به دیار یارم ای پیک شمال
بر خاک رهش به جای من دیده بمال
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 75
ای چارده ساله مه که در حسن و جمال
همچون مه چارده رسیدی به کمال
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 76
ماهی که نظیر خود ندارد به جمال
چون جامه ز تن برکشد آن مشکینخال
حافظرباعیاترباعی شمارهٔ 26
گر دست دهد دولت ایام وصال
ور سر برود در سر سودای محال
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 93
ناید به کف آن زلف سمن مال به مال
نی رقص کند بر آن رخان خال به خال
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 252
خاک سر کوی آن بت مشکین خال
میبوسیدم شبی به امید وصال
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 92
ماییم که نیست غیر ما، اینْت کمال!
مشغول جمال خویشتن، اینْت جمال!
عطارمختارنامهباب پنجم: در بیان توحید به زبان تفریدشمارهٔ 1
مائیم و میی و مطربی مشکین خال
بی هجر میسَّر شده ایام وصال
عطارمختارنامهباب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریاتشمارهٔ 66
بگذر ز حس و خیال،ای طالب حال
تا هر دو جهان جلال بینی و جمال
عطارمختارنامهباب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم استشمارهٔ 9
شب چیست سویدای دل اهل کمال
سرمایه ده حسن به زلف و خط و خال
غالب دهلویدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 72
فارسی متن کا ماخذ: گنجور