زمین
مخند از درد من، جانا، نه بر بازی ست آه من
درون تا آتشی نبود، نخیزد دود از روزن
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1515
کجا باشد چو تو شوخی کماندار و کمند افکن
شکرگفتار و شیرین لب سمن رخسار و سیمین تن
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 712
الا یا خیمهٔ گردان به گرد بیستون مسکن
گه از بن دامنت ماهست و گاهت ماه بر دامن
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 127 - در ستایش علیبن حسن بحری
چراغ عالم افروزم نمیتابد چنین روشن
عجب این عیب از چشم است یا از نو یا روزن
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1850