رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1851غزل شمارهٔ 1851شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: انشکنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنشانیهاست در چشمش نشانش کن نشانش کنز من بشنو که وقت آمد کشانش کن کشانش کن2نقل کریںبرآمد آفتاب جان فزون از مشرق و مغرببیا ای حاسد ار مردی نهانش کن نهانش کن3نقل کریںاز این نکته منم در خون خدا داند که چونم چونبیا ای جان روزافزون بیانش کن بیانش کن4نقل کریںبیانش کرده گیر ای جان نه آن دریاست وان مرجاننیارامد به شرحش جان عیانش کن عیانش کن5نقل کریںعیانش بود ما آمد زیانش سود ما آمداگر تو سود جان خواهی زیانش کن زیانش کن6نقل کریںیکی جان خواهد آن دریا همه آتش نهنگ آسااگر داری چنین جانی روانش کن روانش کن7نقل کریںهر آن کو بحربین باشد فلک پیشش زمین باشدهر آن کو نی چنین باشد چنانش کن چنانش کن8نقل کریںبرون جه از جهان زوتر درآ در بحر پرگوهرجهندهست این جهان بنگر جهانش کن جهانش کن9نقل کریںاگر خواهی که بگریزی ز شاه شمس تبریزیمپران تیر دعوی را کمانش کن کمانش کن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچراغ عالم افروزم نمیتابد چنین روشنعجب این عیب از چشم است یا از نو یا روزنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1850اگلی نظمچو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم منچو زاید آفتاب جان کجا ماند شب آبستنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1852آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچراغ عالم افروزم نمیتابد چنین روشنعجب این عیب از چشم است یا از نو یا روزنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1850
اگلی نظمچو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم منچو زاید آفتاب جان کجا ماند شب آبستنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1852