صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1850

غزل شمارهٔ 1850

شاعر: رومی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
چراغ عالم افروزم نمی‌تابد چنین روشن
عجب این عیب از چشم است یا از نو یا روزن

My world-illuminating lamp is not shining so brightly; strange—is this the fault of the eye, or the light, or the window?

22
مگر گم شد سر رشته چه شد آن حال بگذشته
که پوشیده نمی‌ماند در آن حالت سر سوزن

Has perchance the end of the thread become lost? What has become of that past state? In that state the tip of the needle does not remain hidden.

33
خنک آن دم که فراش فرشنا اندر این مسجد
در این قندیل دل ریزد ز زیتون خدا روغن

Happy the moment when the farr¯ash of “we spread” within this mosque pours oil from the olive of God into this lantern of the heart!

44
دلا در بوته آتش درآ مردانه بنشین خوش
که از تأثیر این آتش چنان آیینه شد آهن

Heart, enter the crucible of fire, sit there quietly like a man, for through the influence of this fire the iron became such a mirror.

55
چو ابراهیم در آذر درآمد همچو نقد زر
برویید از رخ آتش سمن زار و گل و سوسن

When Abraham entered the flames like gold coin, there grew from the face of the fire a jasminebed and roses and lilies.

66
اگر دل را از این غوغا نیاری اندر این سودا
چه خواهی کرد این دل را بیا بنشین بگو با من

If you do not bring your heart out of this tumult into this passion, what will you do with this heart? Come, sit here and tell me.

77
اگر در حلقه مردان نمی‌آیی ز نامردی
چو حلقه بر در مردان برون می باش و در می زن

If out of unmanliness you do not enter the ring of true men, be outside like a ring on men’s door and knock.

88
چو پیغامبر بگفت الصوم جنه پس بگیر آن را
به پیش نفس تیرانداز زنهار این سپر مفکن

Since the prophet said “Fasting is a protection,” lay hold of that, do not cast away this shield before the arrow-shooting carnal soul.

99
سپر باید در این خشکی چو در دریا رسی آنگه
چو ماهی بر تنت روید به دفع تیر او جوشن

On this dry land a shield is necessary; when you reach the sea, then there will grow on your body a coat of mail like a fish to repel his shafts.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چرا کوشد مسلمان در مسلمان را فریبیدن

بسی صنعت نمی‌باید پریشان را فریبیدن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1849

اگلی نظم

نشانی‌هاست در چشمش نشانش کن نشانش کن

ز من بشنو که وقت آمد کشانش کن کشانش کن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1851

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مخند از درد من، جانا، نه بر بازی ست آه من

درون تا آتشی نبود، نخیزد دود از روزن

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1515

کجا باشد چو تو شوخی کماندار و کمند افکن

شکرگفتار و شیرین لب سمن رخسار و سیمین تن

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 712

الا یا خیمهٔ گردان به گرد بیستون مسکن

گه از بن دامنت ماهست و گاهت ماه بر دامن

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 127 - در ستایش علی‌بن حسن بحری

چو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم من

چو زاید آفتاب جان کجا ماند شب آبستن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1852

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00