صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1515

غزل شمارهٔ 1515

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

مخند از درد من، جانا، نه بر بازی ست آه من

درون تا آتشی نبود، نخیزد دود از روزن

2

ز جامه گر چه جان پاره کنی، کی باورم داری؟

ترا کاسیب خواری هیچ گه نگرفت در دامن

3

گناهی جز وفاداری من اندر خود نمی بینم

ندانم تا که فرمودت که دل از دوستان بر کن

4

اگر از ناز خون ریزی، حلالت کردم، ای بدخو

وگراز دوست جان خواهی، رضایت خواهم، ای دشمن

5

مرا در باغ می خوانی، مگر آگه نه ای از خود؟

رها کن تا ترا ببینم، چه جای لاله و نسرن

6

الا، ای ساقی مستان، طفیل جرعه رندان

شرابی گر نمی ارزم، سفالی بر سرم بشکن

7

ببر از من همه اسباب هستی جز وفای خود

که آن در خاک خواهد رفت، دور از روی تو با من

8

رقیبا، گردنت بار گران را بر نمی تابد

تو از خون مسلمانان گرانباری مکن گردن

9

برفت از یاد خسرو زاد و بوم کهنه در کویش

چو مرغی در قفس ماند، فرامش گرددش مسکن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ندارم روزی از رویت به جز حیرت گه دیدن

چه سود از دیدن بستان، چه نتوان میوه ای چیدن؟

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1514

اگلی نظم

با چون تو مهی یک شب گر خواب توان کردن

بهر خوشی عمری اسباب توان کردن

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1516

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

کجا باشد چو تو شوخی کماندار و کمند افکن

شکرگفتار و شیرین لب سمن رخسار و سیمین تن

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 712

چراغ عالم افروزم نمی‌تابد چنین روشن

عجب این عیب از چشم است یا از نو یا روزن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1850

چو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم من

چو زاید آفتاب جان کجا ماند شب آبستن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1852

الا یا خیمهٔ گردان به گرد بیستون مسکن

گه از بن دامنت ماهست و گاهت ماه بر دامن

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 127 - در ستایش علی‌بن حسن بحری

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور