یک جرعه ز جام تو تمامست تمام
جز عشق تو در دلم کدامست کدام؟
در عشق تو خون دل حلالست حلال
آسودگی و عشق حرامست حرام
زمین
خورشید می آنکه ساقی و دور مدام
دیده ست ز تدویر صراحیش مقام
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 48
افلاک بود قسی حوادث چو سهام
رامی حق و آماجگه افراد انام
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 80
ما احسن بالک ای جهان گشته حمام
گاهی به عراق می روی گاه به شام
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 81
هان تا ننهی ز دست یک ساعتْ جام
کارِ طربت پُخته کُن از بادۀ خام
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات محتملشمارهٔ 35
مائیم در اوفتاده چون مرغ به دام
دلخستهٔ روزگار و آشفته مدام
عطارمختارنامهباب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگیشمارهٔ 10
آن را که بود درستیی در فرجام
هم محرم خاص آید و هم مرجع عام
غالب دهلویدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 76
در کوی هوس خاک نشینم ایام
هر روز سحر به خدمتم آید شام
نظیری نیشابوریدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 104
بر خوان صلات تا به کی لقمه خام
در جام عطات چند این آب حرام
نظیری نیشابوریدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 116
از هرچه که آن خوشست نهی است مدام
تا ره نزند خوشی از این مردم عام
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1139
امشب که شراب جان مدامست مدام
ساقی شه و باده با قوامست قوام
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1148
فارسی متن کا ماخذ: گنجور