ما احسن بالک ای جهان گشته حمام
گاهی به عراق می روی گاه به شام
جز تو که برد نکرده در راه مقام
از عاشق مهجور به معشوق پیام
زمین
هان تا ننهی ز دست یک ساعتْ جام
کارِ طربت پُخته کُن از بادۀ خام
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات محتملشمارهٔ 35
از هرچه که آن خوشست نهی است مدام
تا ره نزند خوشی از این مردم عام
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1139
امشب که شراب جان مدامست مدام
ساقی شه و باده با قوامست قوام
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1148
امشب که غم عشق مدامست مدام
جام و می لعل با قوامست قوام
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1149
امشب که مه عشق تمامست تمام
دلدار فرو کرده سر از گوشهٔ بام
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1150
امشب که همی رسد ز دلدار سلام
بر دیده و دل خواب حرامست حرام
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1151
قد صبحنا اللله به عیش و مدام
قد عیدنا العید و مام صیام
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1269
لا الفجر بقینة و لا شرب مدام
الفخر لمن یطعن فی یوم زحام
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1301
من همچو کسی نشسته بر اسب خام
در وادی هولناک بگسسته لگام
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1354
یک جرعه ز جام تو تمامست تمام
جز عشق تو در دلم کدامست کدام؟
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1374
فارسی متن کا ماخذ: گنجور