رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 496غزل شمارهٔ 496شاعر: رومیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: اتہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکاران: عندلیب، افسر آریاآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںطرب ای بحر اصل آب حیاتای تو ذات و دگر مهان چو صفات2نقل کریںاه چه گفتم کجاست تا به کجاکو یکی وصف لایق چو تو ذات3نقل کریںهر که در عشق روت غوطی خوردریش خندی زند به هست و فوات4نقل کریںشرق تا غرب شکرین گرددگر نماید بدو شکرت نبات5نقل کریںجان من جام عشق دلبر دیدلعل چون خون خویش گفت کههات6نقل کریںجان بنوشید و از سرش تا پایآتشی برفروخت از شررات7نقل کریںمست شد جان چنان که نشناسدخویشتن را ز می جز از طاعات8نقل کریںبانگ آمد ز عرش مژده تو راکه ز من درگذشت نور عطات9نقل کریںمژده از بخششی که نتوان یافتبه دو صد سال خون چشم و عنات10نقل کریںکه به هر قطره از پیاله اومرده زنده شود عجوز فتات11نقل کریںگرش از عشق دوست بو بودیکی نگوسار گشتی هرگز لات12نقل کریںچون شدی مست او کجا دانیتو رکوع و سجود در صلوات13نقل کریںچونک بیخود شدی ز پرتو عشقجسم آن شاه ماست جان صلات14نقل کریںچو بمردی به پای شمس الدینزنده گشتی تو ایمنی ز ممات15نقل کریںداد مخدوم از خداوندیشبهر ملک ابد مثال و برات◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر مر تو را صلح آهنگ نیستمرا با تو ای جان سر جنگ نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 495اگلی نظمصوفیان آمدند از چپ و راستدر به در کو به کو که باده کجاسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 497زمینہم وزن و قافیہ نظمیںساقیا چند ذکر موت و حیاتباده در ده که کل آت آتجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 53بر درت جا کنند اهل نجاترفع الله قدرهم درجاتجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 98احدا سامع المناجاتصمدا کافی المهماتسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 9آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبافسر آریاآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور