هم شاهد دیدهای و هم شاهد دل
ای دیده و دل ز نور روی تو خجل
گویند از آن هر دو چه حاصل کردی
جز عشق ز عاشقان چه آید حاصل
زمین
یارم چو شود به طوف بستان مایل
گل دل بکند ز برگ خود خوار و خجل
جامیدیوان اشعاراشعار پراکندهشمارهٔ 4
هرگز نکنم سوز تو ای شمع چگل
پیدا من اگر چه هست کار مشکل
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 105 - رباعی
از جرم گِلِ سیاه، تا اوج زحل
کردم همه مشکلاتِ کلی را حل
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 119
از جِرم گِلِ سیاه، تا اوجِ زُحَل
کردم همه مشکلاتِ کُلی را حل
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات محتملشمارهٔ 34
هر چند شدم ز عشق تو خوار و خجل
در عشق به جز درد ندارم حاصل
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 253
ای عهد تو عهد دوستان سر پل
از وصل تو هجر خیزد از عز تو دل
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 254
از گفتهٔ بد گوی تو چون هر عاقل
در کوشش خصم تو چو هر بیحاصل
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 255
حاشا! که کند دل به دگر جا منزل
او را ز رخ که گردد از عشق خجل
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 91
ای واقعهٔ عشقِ تو کاری مشکل
خورشیدِ رُخَت فتنهٔ جان، غارتِ دل
عطارمختارنامهباب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوقشمارهٔ 5
در عشق بود عرض تمنا مشکل
کاینجاست نفس غرقه به خونابه دل
غالب دهلویدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 75
فارسی متن کا ماخذ: گنجور