شاخی برآمد از بر شاخ درخت تود
تاخی ز مشک و شاخ ز عنبر درخت عود
زمین
ساقی بیار می که گل از غنچه رو نمود
چون بگذرد بهار و پشیمان شوی چه سود
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 156
آتش پریر گفت نهانی به گوش دود
کز من نمیشکیبد و با من خوش است عود
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 863
خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود
شفتالوی بدزدم او خود نخفته بود
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 873
رُهبان دَیْر را سببِ عاشقی چه بود؟
کاو روی راز دیر به خَلقان نمینمود
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 345
انسان که رخ ز غازهٔ تهذیب بر فروخت
خاک سیاه خویش چو آئینه وانمود
علامہ اقبالپیام مشرقافکاربخش 51 - تهذیب
فارسی متن کا ماخذ: گنجور