شاعر: رودکی
گفت با خرگوش خانه خان من
خیز خاشاکت ازو بیرون فگن
چون یکی خاشاک افگنده به کوی
گوش خاران را نیاز آید بدوی
زمین
گاه در دل ساز و گه در دیده جا
هر دو جای توست ای بدرالدجی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 8
چند گردم بهر لیلی گرد حی
نی ز لیلی پای میبینم نه پی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 913
ای ز شرم عارضت گل کرده خوی
بر عرق پیش عقیقت جام می
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 25
ناگهان اندر دویدم پیش وی
بانگ برزد مست عشق او که هی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2914
هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می
هم بهاری در میان ماه دی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2922
کوفئی را گفت مرد راز جوی
مذهب تو چیست با من باز گوی
عطارمصیبت نامهآغاز کتاببخش 20 - الحكایة و التمثیل
فارسی متن کا ماخذ: گنجور