تا خوی ابر گل رخ تو کرده شبنمی
شبنم شدهست سوخته چون اشک ماتمی
... این مصرع ساقط شده ...
کاندر جهان به کس مگرو جز به فاطمی
کی مار ترسگین شود و گربه مهربان؟
گر موش ماژ و موژ کند گاه در همی
صدر جهان! جهان همه تاریکشب شدهست
از بهر ما سپیدهٔ صادق همی دمی
زمین
نامردم است، هر که درو نیست مردمی
عودی که بوش نیست، بسوزش به هیزمی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1871
ای صد شکست زلف ترا زیر هر خمی
در هر خمیش مانده به هر گوشه درهمی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1953
ای باغ حسن را جمال تو خرمی
چشم بد از تو دور که محبوب عالمی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 957
دارند جان و دل به تو هر یک تظلمی
ای پادشاه حسن خدا را ترحمی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 958
کوچکدلی است مایه تسخیر عالمی
آفاق را گرفت سلیمان به خاتمی
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6928
فارسی متن کا ماخذ: گنجور