شاعر: رودکی
دریا دو چشم و آتش بر دل همی فزاید
مردم میان دریا وآتش چگونه شاید؟
نیش نهنگ دارد دل را همی خساید
ندهم، که ناگوارد، کهایدون نه خرد خاید
زمین
مستان چشم اویم از ما خمار ناید
غیر دلی پر از خون جام دگر نشاید
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 827
در عشق زنده باید، کز مُرده هیچ ناید
دانی که کیست زنده؟ آن کو ز عشق زاید
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 843
از عشق یار نوخط دل زود می گشاید
فصل بهاراز دل زنگار می زداید
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4475
فارسی متن کا ماخذ: گنجور