صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 21

غزل شمارهٔ 21

شاعر: عرفی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اهرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تا تیز کرده ای به سیاست نگاه را

صد منت است بر دل عاشق گناه را

2

ای روی غم سیاه که از شرم گریه ام

بر پشت پا دوخته چشم سیاه را

3

تلخی به عیش او نرساند ملال من

از ماتم گدا چه زیان عید شاه را

4

هر گه فتاد رهم به صحرای معرفت

با برق در معامله دیدم گیاه را

5

فردا به خلق تا بنمایم عطای دوست

ثابت کنم به خویش، دو عالم گناه را

6

عرفی طمع مدار مدارا ز خوی دوست

در دل نگاه دار سرآسیمه آه را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به جز ریش بلا مرهم مبادا ریسه ریشان را

عداوت با دل من باد زهر آلود نیشان را

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 20

اگلی نظم

از تو نوشت و داد دل آرمیده را

غم نامه های شسته و صد ره دریده را

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 22

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آنکو شناخت گردش خورشید و ماه را

جوید برای خفتن خود خوابگاه را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 43

آن روی بین که حسن بپوشید ماه را

وآن دام زلف و دانهٔ خال سیاه را

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 3 - در ستایش اتابک مظفرالدین سلجوقشاه

از باده چون کند عرق آلود ماه را

در چشم آفتاب بسوزد نگاه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 733

رویت ز هاله حلقه کند نام ماه را

دلسرد از آفتاب کند صبحگاه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 734

طاعت کند سرشک ندامت گناه را

ریزش سفید می کند ابر سیاه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 735

رفتم ز راه دل خس و خار گناه را

کردم به آه همچو کف دست راه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 736

نور تو وانمود سپید و سیاه را

دریا و کوه و دشت و در و مهر و ماه را

علامہ اقبال»زبور عجم»غزلیات»غزل شمارهٔ 40

هرگه رقم کنم به تو عذر گناه را

ریزم چو خامه از مژه خون سیاه را

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 43

از چاه غبغبش به درآورده ماه را

بر ماه، عقرب سیهش بسته راه را

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 44

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور