صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 44

غزل شمارهٔ 44

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اهرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

از چاه غبغبش به درآورده ماه را

بر ماه، عقرب سیهش بسته راه را

2

عابد که بیندش به درآید ز خانقاه

سلطان که یابدش بگذارد سپاه را

3

گر روز حشر پرده ز رویش برافکنند

ایزد به روی بنده نیارد گناه را

4

آن کج کله چو بر صف عشاق بگذرد

شاهان ز سر نهند هوای کلاه را

5

از هیبت تجلی دیدار سوختیم

برق آورد بشارت باران گیاه را

6

عاجز شدست دیده ز ادراک حسن او

در حوصله جمال نگنجد نگاه را

7

باری چو در بغل همه خرمن نمی رود

بیچاره در کنار کشد برگ کاه را

8

امید هست کز سر آن بام بگذارد

پا در میان کوی گشودیم آه را

9

خاکش به فرق کن که به جانان نمی رسد

عاشق گر التفات کند مال و جاه را

10

گر این عطش به خلد «نظیری » ز جان رود

جویم ز سلسبیل به آتش پناه را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هرگه رقم کنم به تو عذر گناه را

ریزم چو خامه از مژه خون سیاه را

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 43

اگلی نظم

از کف نمی دهد دل آسان ربوده را

دیدیم زور بازوی ناآزموده را

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 45

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آنکو شناخت گردش خورشید و ماه را

جوید برای خفتن خود خوابگاه را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 43

آن روی بین که حسن بپوشید ماه را

وآن دام زلف و دانهٔ خال سیاه را

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 3 - در ستایش اتابک مظفرالدین سلجوقشاه

از باده چون کند عرق آلود ماه را

در چشم آفتاب بسوزد نگاه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 733

رویت ز هاله حلقه کند نام ماه را

دلسرد از آفتاب کند صبحگاه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 734

طاعت کند سرشک ندامت گناه را

ریزش سفید می کند ابر سیاه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 735

رفتم ز راه دل خس و خار گناه را

کردم به آه همچو کف دست راه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 736

تا تیز کرده ای به سیاست نگاه را

صد منت است بر دل عاشق گناه را

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 21

نور تو وانمود سپید و سیاه را

دریا و کوه و دشت و در و مهر و ماه را

علامہ اقبال»زبور عجم»غزلیات»غزل شمارهٔ 40

هرگه رقم کنم به تو عذر گناه را

ریزم چو خامه از مژه خون سیاه را

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 43

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور