صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »قصیده‌ها
  3. »شمارهٔ 9 - در تعزیت ابوالفتح و تهنیت خانخانان

شمارهٔ 9 - در تعزیت ابوالفتح و تهنیت خانخانان

شاعر: عرفی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انامد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

زآسمان و زمین مژده ناگهان آمد

که آفتاب زمین ماه آسمان آمد

22

لوای فوج حکومت بقبله گاه رسید

همای اوج سعادت بآشیان آمد

33

دوجنبش است که از غایت جلالت قدر

لباب جمله تواریخ درجهان آمد

44

نخست هجرت سلطان دین که از کعبه

سوی مدینه بتکمیل انس و جان آمد

55

دوم مراجعت فخر دهر و مر کز ملک

بتختگاه شهنشاه کامران آمد

66

بحد مملکت شاه رفت و عالم گفت

که صدر مسند دنیا بآسمان آمد

77

چوباز گشت زاقصای ملک دوران گفت

که روزگار بسر رفته در میان آمد

88

سپهر گفت بهل مدح روزگار و بگو

که آفتاب سوی ناف آسمان آمد

99

جهان بگفت که نی نی بگو که جان جهان

بلب رسید و دگر در تن جهان آمد

1010

من این شنیدم وگفتم که گر غرض مدح است

همین نه بس که بگویی خدایگان آمد

1111

بگو خلاصه این عصر خانخان است

که خاکبوس شهنشاه انس و جان آمد

1212

بهر قدم که همی زد زمین، زمان را گفت

که بختم آمد و فرخنده و جوان آمد

1313

بهر دیار که آمد زمان ، زمین را گفت

که تاجم آمد و بر فرق فرقدان آمد

1414

درون دایره آسمان زآمدنش

بعرش و فرش بگویم که آسمان آمد

1515

زهی بلندی نامت که تاج و تارک نظم

چو ویحک و زهی و حبذا و هان آمد

1616

بیا بیا که زاقبالت ای بهشت نهم

زمانه برتر از امید کامران آمد

1717

اگر هوای چمن داشت نوبهار رسید

وگر امید ثمر داشت بوستان آمد

1818

قلم بنان توسنجیده و نه فلک را گفت

خوشا هلال که هم شکل این بنان آمد

1919

فلک عنان تو بوسید و شش جهت راگفت

خوشا زمانه که در تحت این عنان آمد

2020

حریم روضه جاه ترا بود چمنی

که آفتاب در او شکل اقحوان آمد

2121

تویی که در ازل اندیشه ات بفکر قضا

گذشت بر اثرش امرکن فکان آمد

2222

مگر ثنای تو از طبع میکند شبگیر

که گوش بر در دروازه دهان آمد

2323

مگر دعای تو جوشد زدل که حسن قبول

شکافت برقع و تا سر حد زبان آمد

2424

فلک بلجه هستی بعکس فرمانت

دو غوطه زد بته عمر جاودان آمد

2525

امید ابر اثر نقش پای احسانت

دو گام زد بسر گنج شایگان آمد

2626

زعجز دم زدم اندیشه لب گزید و بگفت

که راز سینه اندیشه بر زبان آمد

2727

فلک بمدح تو دوشینه کرد تحریکم

چنانکه نطق بنزدیک آستان آمد

2828

خدایگانا راز دلم تو میدانی

چه گویمت که دلم چون زغم گران آمد

2929

چه احتیاج که گویم که رفت و عرفی را

چه برسر از هوس مرگ ناگهان آمد

3030

در این مصیبت عظمی که دهر سنگین دل

ز گریه هر سر موچشم خونفشان آمد

3131

چنان فریفت مرا گریه های روحانی

که چشم از هوس قطره ای بجان آمد

3232

که رهبرش بعدم شد که مرگ در مرگش

سیاه پوش تر از عمر جاودان آمد

3333

برفت و لطف تو بر من گذاشت وین بدلی است

بنزد عقل که تاوان آن زیان آمد

3434

ولی بنسبت اوصاف وحدت ارواح

همان که رفت بنزدیک من همان آمد

3535

توآگهی که مرا از غروب آن خورشید

چه گنجهای سعادت زیان جان آمد

3636

من آگهم که گر آن شب چراغ گم کردم

چه گوهرم بتلافی آن زیان آمد

3737

بهار باغ مرا گر قضا بجنت برد

بهار باغ بهشتم ببوستان آمد

3838

هرآن عروس که در نوحه شد زحجله نطق

ز راه تهنیت اینک به آستان آمد

3939

همیشه تا رسد از آسمان بگوش اینقول

که عهد دولت بهمان شد و فلان آمد

4040

ز دوره تو نکو باد آسمان تا حشر

که دور حشمت این رفت و دور آن آمد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زهر گلی که هوای دلم نقاب گشاد

فلک بگلشن حسرت نوشت و داد بباد

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 8 - در مدح حکیم ابوالفتح

اگلی نظم

صاحبا عید بر تو میمون باد

عید نیز از رخت همایون باد

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 10 - در مدح حکیم ابوالفتح

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

فغان که جان من از عاشقی به جان آمد

ز دست چشم و دل خویش در فغان آمد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 913

بیا، که بی‌رخ زیبات دل به جان آمد

بیا، که بی‌تو همه سود من زیان آمد

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 91

ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد

بیا، که با غم تو بر نمی‌توان آمد

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 92

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور