صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 246

غزل شمارهٔ 246

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: وکنند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

آمد سحر که دیر و حرم رفت و رو کنند

تا بازم از نصیب چه خون در سبو کنند

2

ما قابل نشاط و شکرخنده نیستیم

تا شهد خوشگوار که را در گلو کنند

3

آنان که تنگ ظرفی ما را شنیده اند

می بهر آزمایش ما جستجو کنند

4

آلودگی به گریه ز دامان نمی رود

دلق مرا به سیل مگر شست و شو کنند

5

تصدیع کم کشند گل و باده تا به کی

در کار بی دماغی ما آبرو کنند

6

کو زخم عاشقانه که در جلوه گاه حسن

صد چاک دل به تار نگاهی رفو کنند

7

تو کار دل به غمزه معشوق واگذار

بی طاقتی مکن که نکویان نکو کنند

8

حق عطای عشق نسازند هیچ ادا

گر خلق عمر در سر این گفت وگو کنند

9

دیگر ز آب دیده «نظیری » به خون نشست

چندان نماند دل که غم و غصه بو کنند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند

شوریدگان صومعه می در سبو کنند

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 245

اگلی نظم

تو می رانی و خاطر با تو ذوق گفتگو دارد

گدا هنگام مردن پادشاهی آرزو دارد

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 247

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

جمعی‌ که با قناعت جاوید خو کنند

خود را چوگوهر انجمن آبروکنند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1464

حق‌مشربان دمی که به تحقیق رو کنند

خود را ز خود برند به جایی ‌که او کنند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1465

روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنند

هم در طلسم خویش تماشای او کنند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1466

مردان به آب تیغ شهادت وضو کنند

تا بی غبار سجده بر آن خاک کو کنند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4221

روزی که زخم کاهکشان را رفوکنند

بر روی چاک سینه ما در فروکنند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4222

کاش آن کسان که منعم از آن تند خو کنند

صد دل نموده وام و نیم نگاهی به او کنند

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 270

آنان که وصل یار همی آرزو کنند

باید که خویش را بگدازند و او کنند

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 171

زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند

شوریدگان صومعه می در سبو کنند

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 245

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور