صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. غالب دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 171

غزل شمارهٔ 171

شاعر: غالب دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: وکنند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

آنان که وصل یار همی آرزو کنند

باید که خویش را بگدازند و او کنند

2

وقتست کز روانی می ساقیان بزم

پیمانه را حباب لب آب جو کنند

3

می نالی از نیی که به ناخن شکسته اند

این وای ناخنی به دلت گر فرو کنند

4

دیوانه وجه رشته ندارد مگر همان

تاری کشد ز جیب که چاکی رفو کنند

5

خون هزار ساده به گردن گرفته اند

آنان که گفته اند نکویان نکو کنند

6

لب تشنه جوی آب شمارد سراب را

می زیبد ار به هستی اشیا غلو کنند

7

از بس به شوق روی تو مست ست نوبهار

بوی می آید ار دهن غنچه بو کنند

8

پیمانه را به ماتم صهبا نشاندن ست

ای وای گر ز خاک وجودم سبو کنند

9

آلوده ریا نتوان بود غالبا

پاکست خرقه ای که به می شستشو کنند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دلستانان بحل اند ار چه جفا نیز کنند

از وفایی که نکردند حیا نیز کنند

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 170

اگلی نظم

به مقصدی که مر آن را ره خدا گویند

برو برو که از آن سو بیا بیا گویند

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 172

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

جمعی‌ که با قناعت جاوید خو کنند

خود را چوگوهر انجمن آبروکنند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1464

حق‌مشربان دمی که به تحقیق رو کنند

خود را ز خود برند به جایی ‌که او کنند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1465

روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنند

هم در طلسم خویش تماشای او کنند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1466

مردان به آب تیغ شهادت وضو کنند

تا بی غبار سجده بر آن خاک کو کنند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4221

روزی که زخم کاهکشان را رفوکنند

بر روی چاک سینه ما در فروکنند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4222

کاش آن کسان که منعم از آن تند خو کنند

صد دل نموده وام و نیم نگاهی به او کنند

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 270

زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند

شوریدگان صومعه می در سبو کنند

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 245

آمد سحر که دیر و حرم رفت و رو کنند

تا بازم از نصیب چه خون در سبو کنند

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 246

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور