صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 26

غزل شمارهٔ 26

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: انشرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

غبار از دل به مژگان روبم و بینم نشانش را

به آب دیده شویم خاک و جویم آستانش را

2

ز مستی‌های شوق آن بلبل شوریده‌احوالم

که نشناسد اگر صدبار بیند آشیانش را

3

اثر می‌کرد گاهی ناله‌ام، از بس که نالیدم

کنون از ناله من خواب آید پاسبانش را

4

همه در عشق او از رشک با من دشمن جانند

که با من مهربان سازد دل نامهربانش را

5

مرا زی عشق شورانگیز درد رشک خواهد کشت

که هرکس بر سر هر کوی خواند داستانش را

6

سوال بوسه‌ای کردم از آن لب رخ گزید از قهر

ضیافت کرد ابرامم به شیرینی لبانش را

7

«نظیری» قاتلی دارد که آمرزیده می‌گردد

سگان از کوی او گر بگذرانند استخوانش را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کردم ز شکوه منع دل زار خویش را

انداختم به روز جزا کار خویش را

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 25

اگلی نظم

بانگ نی می برد ز هوش مرا

می دهد می ز راه گوش مرا

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 27

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

به یاد آرد دل بیتاب اگر نقش میانش را

به رنگِ مویِ چینی سرمه‌می‌گیرد فغانش را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 92

چه‌امکان است فردا عرض شوخی ناتوانش را

مگر حیرت شفیع جرأت ندیشد بیانش را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 93

چه خوش باشد در آغوش آورم سرو روانش را

کنم شیرازه اوراق دل، موی میانش را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 379

گرفتم آن که شب در خواب کردم پاسبانش را

ادب کی می گذارد تا ببوسم آستانش را

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 8

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور