شاعر: امیرخسرو دهلوی
مبارک باد، ماه روزه داران!
بدان مستی فزای هوشیاران!
مده، ای محتسب، تشویش چشمش
که در خواب خوشند آن پر خماران
ز گریه بیش می سوزیم با آنک
نگیرد هیمه آتش ز باران
رخت در چشم مشتاقان چنانست
که شربت در دهان روزه داران
خورد خون من آن کافر همه روز
گوارا باد می بر باده خواران
غنیمت دار خواب بی غمی را
که شب ناخوش بود بر سوکواران
بیار آن ده قدح، ای ساقی هوش
که بر خسرو نبود این می گواران
زمین
به باغ آییم فردا جمله یاران
همه یاران همدل همچو باران
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1913
فراق دوستانش باد و یاران
که ما را دور کرد از دوستداران
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 452
زمستان را سرآمد روزگاران
نواها زنده شد در شاخساران
علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 33
همی ریزی به بازی خون یاران
چنین باشد سزایی دوستداران؟
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1613
فارسی متن کا ماخذ: گنجور