صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1842

غزل شمارهٔ 1842

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 14

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

جان شیرین منی، ای از لطافت چون پری

گر پری جان است، تو از جان شیرین خوشتری

2

گوییا بر آب حیوان برگ نیلوفر دمید

آن تن نازک به زیر فوطه نیلوفری

3

خواستم جورت بگویم، خوف دل بربست لب

لیک رخ را چون کنم، دارد زبان زرگری

4

کافرا، تا چند تو خون مسلمانان خوری

بار دیگر گر مسلمانی، بدین سو بنگری

5

دل ز من دزدیدی و کردی نهان در زیر چشم

پس همی خواهی به خنده جان من بیرون بری

6

چون بدیدم چشم غلتانت، گزیدم پشت دست

کعبتین آنجا دو چشم، اینجا عجب بازیگری

7

چشمهای من چو دریا گشت و لبها خشک ماند

چون تو سلطان را چنین بد ملک خشکی و تری

8

سوز عاشق لطف معشوق است، بر پروانه نیست

منت شمع آنکه دادش دولت خاکستری

9

می کنی شوخی که، خسرو، جامه ها چندین مدر

خویشتن را گو که چندین پرده دل می دری

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گر تو سیمین سرو را شکل سرافرازی دهی

بنده را در ناله با بلبل هم آوازی دهی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1841

اگلی نظم

چه شدت که از کرشمه نظری به ما نکردی؟

سخنی برون ندادی، شکری عطا نکردی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1843

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آفت ایجاد است طبع از دستگاه خود سری

دختر رز فتنه‌ها می‌زاید از بی‌شوهری

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2685

تا کجا آن جلوه در دل‌ها کشد میدان سری

در فشار شیشه افتاده‌ست آغوش پری

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2687

دوستان این خاکدان چون من ندارد دیگری

خانه در زیر زمین بنیاد و نقش پا دری

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2688

عالمی بر باد رفت از سعی بی‌پا و سری

خامه‌ها در مشق لغزش‌گم شد از بی‌مسطری

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2689

یاد دارم از کهن پیری که در حمام گفت

کین سخن پرسید روزی کهتری از مهتری

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 9

در لباس نیلگون تا جلوه کردی ای پری

مه دگر ننمود رخ زین پرده نیلوفری

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 931

در جهان گر بازجویی نیست بی‌سودا سری

لیک این سودا غریب آمد به عالم نادری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2784

تا بنستانی تو انصاف از جهود خیبری

جان به جانان کی رسانی دل به حضرت کی بری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2797

بی‌گهان شد هر رفتن سوی روزن ننگری

آتشی اندرزنی از سوی مه در مشتری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2799

چون به ملک اندر بر آرد گردی از مردان مرد

داد او را تاج و تخت و ملک عالم بر سری

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 182

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور