صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 345

غزل شمارهٔ 345

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اناست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

رسید فصل گل و باد عنبر افشان است

نگارخانه جانان بهشت رضوان است

2

به سرو باغ که بیند کنون که در هر باغ

هزار سرو به هر گوشه ای خرامان است

3

کنون به سوی چمن بی بهشتیان نروم

که هر چه ذوق بهشت است روی خامان است

4

عجب که جام نمی افتد از کف نرگس

چنانکه او به غنودن فتان و خیزان است

5

حریف معنی گل را به جان خرد، هر چند

که سهل قیمت و کالای دهر ارزان است

6

به گوشه های چمن برگ گل چو نرمه گوش

درو ز قطره نگر تا چه در غلطان است

7

زخاره بودی دامان کوه از لاله

کنون ز اطلس لعلش نگر که دامان است

8

زمین به باغ ندید آفتاب از پی شاخ

نگر ز خانه که در سایه های بستان است

9

چنین که نرگس و گل چشم را به صحن چمن

همی نهند، مگر آستان سلطان است

10

شکفته باد گل دولت تو تا به ابد

گلی که بلبل او خسرو ثناخوان است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مرا به سوی تو پیوند دوستی خام است

به آفتاب ز ذره چه جای پیغام است

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 344

اگلی نظم

هنوز آن که نشینیم با تو در سینه ست

هنوز در دل من آن هوای دیرینه ست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 346

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مگو که قطع بیابان عشق آسان است

که کوههای بلا ریگ آن بیابان است

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 145

هزار سختی اگر بر من آید آسان است

که دوستی و ارادت هزار چندان است

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 82

زمین ز جلوه قربانیان گلستان است

بریز خون صراحی که عید قربان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1718

ز داغ، سینه پر تیر من گلستان است

ز چشم شیر، نیستان من چراغان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1719

عنان نفس کشیدن جهاد مردان است

نفس شمرده زدن ذکر اهل عرفان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1720

به غیر دل همه عالم سراب حرمان است

ز کعبه روی به هر سو کنی بیابان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1721

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور