صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3

غزل شمارهٔ 3

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ارا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 20

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یارا

من و دردت، چو تو درمان نمی‌خواهی دل ما را

2

منم امروز، و صحرایی و آب ناخوش از دیده

چو مجنون آب خوش هرگز ندادی وحش صحرا را

3

شبت خوش باد و خواب مستی‌ات سلطان و من هم خوش

شبی گرچه نیاری یاد بیداران شبها را

4

ز عشق ار عاشقی میرد، گنه بر عشق ننهد کس

که بهر غرقه کردن عیب نتوان کرد دریا را

5

بمیرند و برون ندهند مشتاقان دم حسرت

کله ناگه مبادا کج شود آن سرو بالا را

6

به نومیدی به سر شد روزگار من که یک روزی

عنان گیری نکرد امید، هم عمر روان ما را

7

مزن لاف صبوری خسروا در عشق کاین صرصر

به رقص آرد چو نفخ صور، کوه پای بر جا را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

صد هزاران آفرین جان آفرین پاک را

کآفرید از آب و گل سروی چو تو چالاک را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2

اگلی نظم

گه از می تلخ می‌کن آن دو لعل شکرافشان را

که تا هر کس به گستاخی نبیند آن گلستان را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

به رنگ غنچه سودای خطت پیچیده دلها را

رگ گل رشتهٔ شیرازه شد جمعیت ما را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 32

پریشان نسخه کرد اجزای مژگان تر ما را

چه مضمون است در خاطر، نگاه حیرت انشا را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 33

خط آوردی و ننوشتی برات مطلب ما را

به خود کردی دراز آخر زبان دود دلها را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 35

گذشت از چرخ و بگرفت آبله چشم ثریا را

هوایت تا کجا از پا نشانَد نالهٔ ما را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 36

نزیبد پردهٔ فانوس دیگر شمع سودا را

مگر در آب چون یاقوت‌ گیرند آتش ما را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 39

نفس آشفته می‌دارد چو گل جمعیت ما را

پریشان می‌نویسد کلک موج احوال دریا را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 41

به افسون گر گشایی مهر این لعل شکرخارا

فرود آری ازین فیروزه گون منظر مسیحا را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 9

اگر آن تُرکِ شیرازی به‌‌ دست‌ آرَد دلِ ما را

به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 3

ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را

چنین عشقی نهادستی به نورش چشم بینا را

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 60

هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را

تقاضایی نهادستی در این جذبه دل ما را

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 61

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور