صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2

غزل شمارهٔ 2

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اکرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

صد هزاران آفرین جان آفرین پاک را

کآفرید از آب و گل سروی چو تو چالاک را

2

تلخ می‌گویی و من می‌بینمت از دور و بس

زهر کی آید فرو گر ننگرم تریاک را

3

غنچهٔ دل ته به ته بی‌گلرخان خونست از آنک

بوستان زندان نماید مردم غمناک را

4

چون ترا بینم، هم از چشم خودم در رشک، از آنک

کرد تردامن رخت این چشم‌های پاک را

5

گر به کویت خاک گردم نیست غم، لیکن غم است

کز سر کویت بخواهد باد برد این خاک را

6

شهسوارا، عیب فتراک است صید چون منی

گاهِ بستن عذرخواهی کن ز من فتراک را

7

چون دلم زو چاک شد، ای پندگو، راضی نیم

از رگ جان خود ار دوزی در این دل چاک را

8

چشمهٔ عمرست و خلقی در پی‌اش، حیفی قویست

آشنایی با چنان دریا، چنین خاشاک را

9

نالهٔ جانسوز خسرو کو به دل‌ها شعله زد

رحمتی نآموخت آن سنگین‌دل ناباک را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ابر می‌بارد و من می‌شوم از یار جدا

چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا؟

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1

اگلی نظم

مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یارا

من و دردت، چو تو درمان نمی‌خواهی دل ما را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر دم افروزی چو گل رخسار آتشناک را

شعله در خرمن زنی مشتی خس و خاشاک را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 38

نیست از زخم زبان غم عاشق بی باک را

سیل می روبد ز راه خود خس و خاشاک را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 103

هر تُنُک‌ظرفی ننوشد خونِ گرمِ تاک را

جامی از فولاد باید آبِ آتشناک را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 104

از بلندی مانع گردش شود افلاک را

گر زمین بیرون دهد آسودگان خاک را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 105

مورم اما خوشه چین خرمن دونان نیم

می کنم شکر به اکسیر قناعت خاک را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 106

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور