زمین
ای چشم من از نور رخت چشمه نور
سر من از اسرار غمت جای سرور
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 48
ای هر نفسی نهاده بر کف ساغر
عیبی نبود ز دوستان یاد آور
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 103 - رباعی
ای در طلب تو عالمی در شر و شور
نزدیک تو درویش و توانگر همه عور
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 82
جانا! جانم ز قعر دریای حضور
دُرّی عجب است غرق چندینی نور
عطارمختارنامهباب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوقشمارهٔ 44
در دایرهٔ سپهرِ ناپیدا غور
جامیست که جمله را چشانند به دور
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 106