ای در طلب تو عالمی در شر و شور
نزدیک تو درویش و توانگر همه عور
ای با همه در حدیث و گوش همه کر
وی با همه در حضور و چشم همه کور
زمین
ای چشم من از نور رخت چشمه نور
سر من از اسرار غمت جای سرور
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 48
ای هر نفسی نهاده بر کف ساغر
عیبی نبود ز دوستان یاد آور
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 103 - رباعی
در دایرهِٔ سپهرِ ناپیدا غور
مِی نوش به خوشدلی که دوْر است به جور
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 125
در دایرهٔ سپهرِ ناپیدا غور
جامیست که جمله را چشانند به دور
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 106
جانا! جانم ز قعر دریای حضور
دُرّی عجب است غرق چندینی نور
عطارمختارنامهباب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوقشمارهٔ 44
فارسی متن کا ماخذ: گنجور