شاعر: جامی
دنیا جیفه است و اهل دنیا
اکثر چو سگان جیفه خواره
جیفه به میان و جیفه خواران
رو کرده در او ز هر کناره
یکدیگر را به زخم دندان
کرده سر و روی پاره پاره
آزاده ازان میانه بیرون
باشد ز کناره در نظاره
گر تو به مثل شماره گیری
آن طایفه را هزار باره
او را به نشیمن فراغت
بیرون یابی ازان شماره
زمین
آمد مه و لشکر ستاره
خورشید گریخت یک سواره
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2350
ماییم قدیم عشق باره
باقی دگران همه نظاره
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2356
ای گشته دلت چو سنگ خاره
با خاره و سنگ چیست چاره
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2357
چون کشته شدم هزار باره
بر من به چه میکشی کناره
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 734
ای گشته دلم هزار باره
از تیغ غمت هزار پاره
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 856
فارسی متن کا ماخذ: گنجور