صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »فاتحة الشباب
  4. »قطعات
  5. »شمارهٔ 9

شمارهٔ 9

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: نج

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: قطعه

Toggle stanza 1
1

به بوستان سخن مرغ طبع من اکثر

به هفت بیت شود نغمه ساز و قافیه سنج

2

ز هفت پیکر گنجور گنجه هر غزلی

نمونه ای ست ز معنی نهان در او صد گنج

3

چو بیت بیت ز هر هفت ازان دو مصراع است

گرش به سبع مثانی لقب نهند مرنج

4

ز هفت عضو یکی یا دو باد کم او را

که هفت بیت مرا شش رقم زند یا پنج

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

غلامِ خامهٔ آن کاتبم که شعرِ مرا

چنان که بود رقم زد نه هرچه خواست نوشت

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 8

اگلی نظم

هر برق درخشان که بر آید ز بدخشان

صد شعله ازان در دل افگار من افتد

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 10

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

توانگری به دل است، ای گدای با صد گنج

چو راحتی نرسانی، مشو عذاب النج

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 407

مردی به شخصی رسید و آغاز گله کرد که روا باشد که مرا نمی شناسی و رعایت حق من نمی کنی؟ آن شخص حیران ماند و گفت: از اینها که تو می گویی من خبری ندارم!

گفت: پدرم مادر تو را خواستگار کرده بوده است اگر وی را می خواست من برادر تو می بودم. آن شخص گفت: والله این خویشی است که سبب آن می شود که من از تو میراث برم و تو از من میراث بری.

جامی»بهارستان»روضهٔ ششم (در مطایبه)»بخش 32

به مهر و ماه فلک کودکیست بازی سنج

که کرده است به بازی ترازو از نارنج

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 137

درین خرابه مکش بهر گنج غصه و رنج

چو نقد وقت تو شد فقر خاک بر سر گنج

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 252

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور