صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 295

غزل شمارهٔ 295

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اک

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

مراست از تب عشق تو جان آتشناک

حبیبی انت طبیبی ولا طبیب سواک

2

چه سود صوفی ما را رعایت سنت

چو حرص لقمه نبرد از دهان او مسواک

3

کجا به وادی وحدت رسد به نعلینی

که بسته است برآن از دوال شرک شراک

4

به پاکدامنی تو، به پاک چشمی من

که کرده ام دل و جان را ز میل غیر تو پاک

5

مرا بس انکه شوم کشته در کشارگهت

مباد از سرم آلایشی برآن فتراک

6

تنم فتاده به ره لاغر استخوانی بود

کش از کرم سگ موی تو برگرفت ز خاک

7

به عجز معترف آ جامی از حقیقت عشق

که هست عجز ز ادراک غایت ادراک

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در نعت بقا نیست کسی با تو مشارک

وجه تو بود باقی و باقی همه هالک

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 294

اگلی نظم

بیا ای ز سر تا قدم جان پاک

ز هر تن خطاب تو روحی فداک

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 296

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اگر شراب خوری جُرعه‌ای فشان بر خاک

از آن گناه که نَفعی رسد به غیر، چه باک؟

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 299

هزار دشمنم اَر می‌کنند قصدِ هلاک

گَرَم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 300

حلم شتر چنان که معلوم است اگر طفلی مهارش گیرد و صد فرسنگ برد، گردن از متابعتش نپیچد. اما اگر دره‌ای هولناک پیش آید که موجب هلاک باشد و طفل آنجا به نادانی خواهد شدن، زمام از کفش در گسلاند و بیش مطاوعت نکند که هنگام درشتی ملاطفت مذموم است و گویند دشمن به ملاطفت دوست نگردد بلکه طمع زیادت کند.

کسی که لطف کند با تو خاک پایش باش

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 82

نه شبنم است چمن را به روی آتشناک

عرق زروی تو کرده است گل به دامن پاک

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5208

بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک

درین خرابه تو خود کی قدم نهی؟ حاشاک

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 146

بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک

درین خرابه تو خود کی قدم نهی؟ حاشاک

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 147

دلی، که آتش عشق تواش بسوزد پاک

ز بیم آتش دوزخ چرا بود غمناک؟

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 148

گر آفتاب رخت سایه افکند بر خاک

زمینیان همه دامن کشند بر افلاک

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 149

نگشت دامن گردی درین بیابان چاک

درون نتاخت سواری درین جهان چالاک

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 394

به جوهر می رخشان که از زجاجه پاک

چراغ عیش فروزد درین سراچه خاک

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 545

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور