ای دیده حقیقت جهان گذران
سوی تو به دیده ره سپر دیده وران
من هم لنگان از عقب رهسپران
می آیم و آن نیز به پای دگران
زمین
برخیز و مخور غمِ جهانِ گُذران
خوش باش و دمی به شادمانی گذران
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 124
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 138
ای جمله جهان بروی خوبت نگران
جان مردان ز عشق تو جامه دران
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1399
ای رفته ز یاران تو به یک گوشه کران
فریاد تو از خوی بد و بار گران
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1408
یاران به سماع نای و نی جامهدران
ما، دیده به جایی متحیر نگران
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 115
اکنون که ز دونی ای جهان گذران
استام ز زر همی زنی بهر خران
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 303
تا چند درین مقام بیدادگران
روزی به شبی شبی به روزی گذران
عطارمختارنامهباب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریاتشمارهٔ 71
ای خاک رهت سرمه روشن بصران
سوی تو روان به دیده صاحبنظران
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 14
فارسی متن کا ماخذ: گنجور