شاعر: جامی
شدی جامی چو پیر از گردش دهر
ز پیوند جوانان گوشه ای گیر
به یاد آر آنکه در عهد جوانی
نمی آمد تو را خوش صحبت پیر
زمین
عروس زندگی در خلوتش غیر
که دارد در مقام نیستی سیر
علامہ اقبالارمغان حجازحضور رسالتبخش 10 - عروس زندگی در خلوتش غیر
به پایان چون رسد این عالَمِ پیر
شود بیپرده هر پوشیده تقدیر
علامہ اقبالارمغان حجازحضور حقبخش 11 - به پایان چون رسد این عالم پیر
مکن در کشتنم زین بیش تقصیر
چو من مردم ز غم دیگر چه تدبیر
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 250
فارسی متن کا ماخذ: گنجور