شاعر: جامی
فغان از دست آن کاتب که کلکش
به بیش و کم نویسی شد فسانه
ز بیش و کم نویسیهای او شعر
ز بحر و وزن ماند بر کرانه
نوشت از مثنوی بهرم کتابی
که چون جویم ز نظم آنجا نشانه
نیابم زان نشانه جز بیاضی
که دارد هر دو مصرع در میانه
زمین
سحرگاهان، که مخمورِ شبانه
گرفتم باده با چنگ و چَغانه
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 428
مکن راز مرا ای جان فسانه
شنیدستی مجالس بالامانه
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2346
تب و تابی که باشد جاودانه
سمند زندگی را تازیانه
علامہ اقبالارمغان حجازحضور ملتبخش 15 - تعلیم
نهنگی بچه خود را چه خوش گفت
به دین ما حرام آمد کرانه
علامہ اقبالارمغان حجازحضور ملتبخش 17 - نهنگ با بچهٔ خویش
تعالی الله زهی شاه یگانه
زهی حسن و جمال جاودانه
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 864
منم امروز و اشک دانه دانه
که رفت از چشمم آن در یگانه
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 866
فارسی متن کا ماخذ: گنجور