صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »بهارستان
  3. »روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)
  4. »بخش 33

بخش 33

شاعر: جامی

صداکار: فاطمه زندی
خواجه عبدالخالق غجدوانی را - قدس سره - روزی درویشی پیش او گفت: اگر خدای تعالی مرا مخیر گرداند میان بهشت و دوزخ من دوزخ را انتخاب کنم زیراکه بهشت مراد نفس است و دوزخ مراد خدای تعالی خواجه او را رد کردند و فرمودند که بنده را به اختیار چه کار؟ هر جا گوید رو رویم و هرجا گوید باش باشیم.
کار بی اختیار خواجه مکن
ای که داری به بندگی اقرار
هرکجا اختیار خواجه بود
بندگان را به اختیار چه کار
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خواجه یوسف همدانی - قدس سره - وقتی در نظامیه بغداد وعظ می گفت فقیهی معروف به ابن السقا برخاست و مسئله پرسید گفت: بنشین که در کلام تو رایحهٔ کفر می بینم شاید که مرگ تو نه بر دین اسلام بود. بعد از آن به مدتی آن فقیه نصرانی شد و بر نصرانیت بمرد.

هر که بینی که پس از پرورش فقر او را

جامی»بهارستان»روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)»بخش 32

اگلی نظم

خواجه علی رامتینی را - قدس الله سره - پرسیدند که ایمان چیست؟ فرمودند که کندن و پیوستن.

هر که ایمان تو را کندن و پیوستن گفت

جامی»بهارستان»روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)»بخش 34

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چیست هستی به آن‌همه آزار؟

گل چشمی و ناز صد مژه خار

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1666

خاک ما نامه‌ها به جانب یار

می‌نویسد ولی به خط غبار

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1667

در هوس‌گاه عالم بیکار

اگرت ناخنیست، سر می‌خار

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1668

بر رُخَش زلف عاشق است چو من

لاجرم همچو منش نیست قرار

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 54 - بر رخش «زلف» عاشق است چو من

دور ماند از سرای خویش و تبار

نسری ساخت بر سر کهسار

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف»پاره 8

مطربِ عاشقان بجنبان تار

بزن آتش به مؤمن و کفار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1156

گر تو خواهی وطن پر از دلدار

خانه را رو تهی کن از اغیار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1157

رحم بر یار کی کند هم یار

آه بیمار کی شنود بیمار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1158

عار بادا جهانیان را عار

از دو سه ماده ابله طرار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1163

خلق را زیر گنبد دوار

چشم‌ها کور و دیدنی بسیار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1164

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00