صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »بهارستان
  3. »روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)
  4. »بخش 10

بخش 10

شاعر: جامی

صداکار: فاطمه زندی
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حکیمی با پسر خود گفت: باید که بامداد از خانه بیرون نیایی تا نخست به طعامی لب نگشایی، زیرا که سیری تخم حلم و بردباریست و گرسنگی مایه خشک مغزی و سبکساری

خوی خود را ز روزه تیره مکن

جامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 9

اگلی نظم

هر نعمت که به مرگ زوال پذیرد آن را خردمند در حساب نعمت نگیرد عمر اگر چه دراز بود چون مرگ روی نمود از آن درازی چه سود؟ نوح علیه السلام هزار سال در جهان به سر برده است امروز پنج هزار سال است که مرده است قدر، نعمتی را بود که جاودانه باشد و از آفت زوال برکرانه بود.

به نزد مرد دانا نعمت آنست

جامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 11

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

رسید دوش ندایی ازین بلند رواق

که، ای مقیم زوایای شهربند فراق

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1215

به طعنه گفت مرا دوستی که: ای زراق

چرا همیشه شکایت کنی ز دست فراق؟

عراقی»دیوان اشعار»مقطعات»شمارهٔ 3

دنت منازل من کنت منه بالاشواق

گذشت مدت هجران و روزگار فراق

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 208

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00