جامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 9بخش 9شاعر: جامیصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامنقل کریںحکیمی با پسر خود گفت: باید که بامداد از خانه بیرون نیایی تا نخست به طعامی لب نگشایی، زیرا که سیری تخم حلم و بردباریست و گرسنگی مایه خشک مغزی و سبکسارینقل کریںخوی خود را ز روزه تیره مکنکز همه حلم و بردباری بهنقل کریںچون شود روزه مایه آزارروزه خواری ز روزه داری بهنقل کریںچون گرسنه باشی هر آش یا نان که بینی از طبیعت تو شهوت آن خیزد و به آشنایان که نشینی طامعه تو در ایشان آویزدنقل کریںهرچه یابی به خانه از تر و خشکبه کز آن تا حد شبع بخورینقل کریںتا طعام کسان هوس نکنیوز عطای خسان طمع ببرینقل کریںچون میزبان بر کنار خوان نشیند و خود را در میان بیند طعمه از جگر خود خوری به که از نان او، و شربت از خون خود آشامی به که از خوان اونقل کریںهرکه گوید خوان و نان من بکشپای خویش از خوان و دست از نان اونقل کریںتره ای کز بوستان خود خوریخوشتر است از بره بریان او◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمحکیمی را پرسیدند که آدمیزاد کی به خوردن شتابد؟ گفت: توانگر هرگاه گرسنه شود و درویش هرگاه که بیابد.بخور چندانکه ننهد خانه تنجامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 8اگلی نظمپنج چیز است که به هر کس دادند زمام زندگانی خوش در دست او نهادند: اول صحت بدن، دویم ایمنی، سیوم وسعت رزق، چهارم رفیق شفیق، پنجم فراغت هر که را ازین محروم کردند در زندگانی خوش به روی وی برآوردند.به پنج می رسد اسباب زندگانی خوشجامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 10آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمحکیمی را پرسیدند که آدمیزاد کی به خوردن شتابد؟ گفت: توانگر هرگاه گرسنه شود و درویش هرگاه که بیابد.بخور چندانکه ننهد خانه تنجامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 8
اگلی نظمپنج چیز است که به هر کس دادند زمام زندگانی خوش در دست او نهادند: اول صحت بدن، دویم ایمنی، سیوم وسعت رزق، چهارم رفیق شفیق، پنجم فراغت هر که را ازین محروم کردند در زندگانی خوش به روی وی برآوردند.به پنج می رسد اسباب زندگانی خوشجامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 10