صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »بهارستان
  3. »روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)
  4. »بخش 11

بخش 11

شاعر: جامی

صداکار: فاطمه زندی
هر نعمت که به مرگ زوال پذیرد آن را خردمند در حساب نعمت نگیرد عمر اگر چه دراز بود چون مرگ روی نمود از آن درازی چه سود؟ نوح علیه السلام هزار سال در جهان به سر برده است امروز پنج هزار سال است که مرده است قدر، نعمتی را بود که جاودانه باشد و از آفت زوال برکرانه بود.
به نزد مرد دانا نعمت آنست
کزو جانت بود جاوید مسرور
نه سیم و زر که چون گورت بود جای
بماند همچو سنگت بر سر گور
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پنج چیز است که به هر کس دادند زمام زندگانی خوش در دست او نهادند: اول صحت بدن، دویم ایمنی، سیوم وسعت رزق، چهارم رفیق شفیق، پنجم فراغت هر که را ازین محروم کردند در زندگانی خوش به روی وی برآوردند.

به پنج می رسد اسباب زندگانی خوش

جامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 10

اگلی نظم

بزرجمهر را پرسیدند که کدام پادشاه پاکیزه تر؟ گفت: آن که پاکیزگان از وی ایمن باشند و گناهکاران از وی ترسند.

شاه آن باشد که روشن خاطر و بخرد بود

جامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 12

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چه داند خوابناک مست مخمور

که شب را چون به روز آورد رنجور

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 41

اگر چون زر نخواهی روی عاشق

منه بر گردن چون سیم سنگور

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 105

نشستی دور ازین مشتاق مهجور

که نتوان ماه را دیدن جز از دور

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 251

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00