جامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 11بخش 11شاعر: جامیصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامنقل کریںهر نعمت که به مرگ زوال پذیرد آن را خردمند در حساب نعمت نگیرد عمر اگر چه دراز بود چون مرگ روی نمود از آن درازی چه سود؟ نوح علیه السلام هزار سال در جهان به سر برده است امروز پنج هزار سال است که مرده است قدر، نعمتی را بود که جاودانه باشد و از آفت زوال برکرانه بود.نقل کریںبه نزد مرد دانا نعمت آنستکزو جانت بود جاوید مسرورنقل کریںنه سیم و زر که چون گورت بود جایبماند همچو سنگت بر سر گور◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپنج چیز است که به هر کس دادند زمام زندگانی خوش در دست او نهادند: اول صحت بدن، دویم ایمنی، سیوم وسعت رزق، چهارم رفیق شفیق، پنجم فراغت هر که را ازین محروم کردند در زندگانی خوش به روی وی برآوردند.به پنج می رسد اسباب زندگانی خوشجامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 10اگلی نظمبزرجمهر را پرسیدند که کدام پادشاه پاکیزه تر؟ گفت: آن که پاکیزگان از وی ایمن باشند و گناهکاران از وی ترسند.شاه آن باشد که روشن خاطر و بخرد بودجامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 12زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچه داند خوابناک مست مخمورکه شب را چون به روز آورد رنجورسعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 41اگر چون زر نخواهی روی عاشقمنه بر گردن چون سیم سنگورسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 105نشستی دور ازین مشتاق مهجورکه نتوان ماه را دیدن جز از دورجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 251آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپنج چیز است که به هر کس دادند زمام زندگانی خوش در دست او نهادند: اول صحت بدن، دویم ایمنی، سیوم وسعت رزق، چهارم رفیق شفیق، پنجم فراغت هر که را ازین محروم کردند در زندگانی خوش به روی وی برآوردند.به پنج می رسد اسباب زندگانی خوشجامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 10
اگلی نظمبزرجمهر را پرسیدند که کدام پادشاه پاکیزه تر؟ گفت: آن که پاکیزگان از وی ایمن باشند و گناهکاران از وی ترسند.شاه آن باشد که روشن خاطر و بخرد بودجامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 12