صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1215

غزل شمارهٔ 1215

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اق

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

رسید دوش ندایی ازین بلند رواق

که، ای مقیم زوایای شهربند فراق

2

درین حضیض چرا گشته ای چنین محبوس؟

گذر چو طایر قدسی از اوج این نه طاق

3

مناققند و ریای جمیع اهل بشر

بیا به صحبت یاران بی ریا و نفاق

4

ترا به روز ازل با حبیب عهدی بود

چه آمدت که فراموش کرده ای میثاق؟

5

مرو به قول مخالف به هرزه راه حجاز

وگرنه راه نیابی به پرده عشاق

6

کسی که مسکن اصلیش عالم علویست

چه می کند به خراسان، چه می رود به عراق؟

7

ز خویش بگذر و باز آی سوی ما، خسرو

که نیست خوش تر از این جای در همه آفاق

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای ز سودای تو در دل رونق بازار عشق

مرهم جانهاست از یاد لبت آزار عشق

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1214

اگلی نظم

دو چشمت آفت دل‌هاست هر یک

دو زلفت عقد مشکل‌هاست هر یک

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1216

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

پنج چیز است که به هر کس دادند زمام زندگانی خوش در دست او نهادند: اول صحت بدن، دویم ایمنی، سیوم وسعت رزق، چهارم رفیق شفیق، پنجم فراغت هر که را ازین محروم کردند در زندگانی خوش به روی وی برآوردند.

به پنج می رسد اسباب زندگانی خوش

جامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 10

دنت منازل من کنت منه بالاشواق

گذشت مدت هجران و روزگار فراق

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 208

به طعنه گفت مرا دوستی که: ای زراق

چرا همیشه شکایت کنی ز دست فراق؟

عراقی»دیوان اشعار»مقطعات»شمارهٔ 3

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور