شاعر: جامی
ادیب صابر ترمذی - رحمة الله علیه، وی شاعری فصیح و فاضلی لبیب بوده و اشعار وی را لطافتی کامل و ملاحتی تمام حاصل است، و افاضل به تقدم وی معترفند چنان که انوری وی را بر خود ترجیح نهاده آنجا که در قطعه ای تعداد کمالات خود می کند و در آن می گوید:
این همه بگذار با شعر مجرد آمدم
چون سنایی هستم آخر گر نه همچون صابرم
و از جمله سخنان وی است این چند بیت:
ای روی تو چون خلد و لب تو چو سلسبیل
بر خلد و سلسبیل تو جان و دلم سبیل
در طاعت هوای تو آمد دلم از آنک
از طاعت است یافتن خلد و سلسبیل
ناهید پیش طلعت تو کی دهد فروغ
خورشید نزد خدمت تو کی بود جمیل
بغداد حسن و مصر جمالی و چشم من
بغداد را چو دجله بود مصر را چو نیل
از بار رنج هجر تو قدم شده کمان
وز زخم دست عشق تو خدم شده چو نیل
و از جمله اشعار وی است این قطعه:
دوات ای پسر آلت دولت است
بدو دولت تند را رام کن
چو خواهی که دولت کنی از دوات
الف را ز پیوند تا لام کن
زمین
داغم از کیفت آگاهی و اوهام هم
جنس بسیار است و نقد فرصت ناکام کم
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1952
خیر مقدم مرحبا ای طایر میمون قدم
تا چه داری مژدهٔ اقبال آن صاحب کرم
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 74
ای محمد نام و احمد خلق و محمودی شیم
محمدت را همچنان چون ملک را تیغ و قلم
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 134 - در مدح عمادالدین محمدبن منصور
چون به صحرا شد جمال سید کون از عدم
جاه کسرا زد به عالمهای عزل اندر قدم
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 103 - در نعت رسول اکرم
مرحبا ای رایت تحقیق رایت را حشم
رای تو باشد حشم توفیق به فرزاد علم
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 104 - در نعت رسول اکرم
مرحبا ای رایت تحقیق رایت را حشم
رای تو باشد حشم توفیق به فرزاد علم
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 107
فارسی متن کا ماخذ: گنجور