صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »بهارستان
  3. »روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)
  4. »بخش 13 - ادیب صابر ترمذی

بخش 13 - ادیب صابر ترمذی

شاعر: جامی

ادیب صابر ترمذی - رحمة الله علیه، وی شاعری فصیح و فاضلی لبیب بوده و اشعار وی را لطافتی کامل و ملاحتی تمام حاصل است، و افاضل به تقدم وی معترفند چنان که انوری وی را بر خود ترجیح نهاده آنجا که در قطعه ای تعداد کمالات خود می کند و در آن می گوید:

این همه بگذار با شعر مجرد آمدم

چون سنایی هستم آخر گر نه همچون صابرم

و از جمله سخنان وی است این چند بیت:

ای روی تو چون خلد و لب تو چو سلسبیل

بر خلد و سلسبیل تو جان و دلم سبیل

در طاعت هوای تو آمد دلم از آنک

از طاعت است یافتن خلد و سلسبیل

ناهید پیش طلعت تو کی دهد فروغ

خورشید نزد خدمت تو کی بود جمیل

بغداد حسن و مصر جمالی و چشم من

بغداد را چو دجله بود مصر را چو نیل

از بار رنج هجر تو قدم شده کمان

وز زخم دست عشق تو خدم شده چو نیل

و از جمله اشعار وی است این قطعه:

دوات ای پسر آلت دولت است

بدو دولت تند را رام کن

چو خواهی که دولت کنی از دوات

الف را ز پیوند تا لام کن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عبدالواسع جبلی - رحمة الله علیه، وی فاضل کامل و شاعری ماهر بوده به هر دو زبان تازی و فارسی سخن گفته و اتفاق است که هیچ کس از عهده جواب قصیده مشهور وی که مطلعش این است چنانچه می باید بیرون نیامده است:

که دارد چون تو معشوقی نگار و چابک و دلبر

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 12 - عبدالواسع جبلی

اگلی نظم

انوری - رحمة الله تعالی، حکیمی کامل و فصیحی فاضل بود، و حسن شعر و لطف نظم شمه ایست از علو حال او و خالی است از جمال کمال او سخنان او مشهور است و دیوان او مسطور و از لطایف اشعار وی یک قطعه که مشعر است به نصیحت شعرا نوشته می شود:

دی مرا عاشقکی گفت: غزل می گویی

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 14 - انوری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

داغم از کیفت آگاهی و اوهام هم

جنس بسیار است و نقد فرصت ناکام کم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1952

خیر مقدم مرحبا ای طایر میمون قدم

تا چه داری مژدهٔ اقبال آن صاحب کرم

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 74

ای محمد نام و احمد خلق و محمودی شیم

محمدت را همچنان چون ملک را تیغ و قلم

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 134 - در مدح عمادالدین محمدبن منصور

چون به صحرا شد جمال سید کون از عدم

جاه کسرا زد به عالم‌های عزل اندر قدم

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 103 - در نعت رسول اکرم

مرحبا ای رایت تحقیق رایت را حشم

رای تو باشد حشم توفیق به فرزاد علم

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 104 - در نعت رسول اکرم

مرحبا ای رایت تحقیق رایت را حشم

رای تو باشد حشم توفیق به فرزاد علم

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 107

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور