صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »بهارستان
  3. »روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)
  4. »بخش 12 - عبدالواسع جبلی

بخش 12 - عبدالواسع جبلی

شاعر: جامی

عبدالواسع جبلی - رحمة الله علیه، وی فاضل کامل و شاعری ماهر بوده به هر دو زبان تازی و فارسی سخن گفته و اتفاق است که هیچ کس از عهده جواب قصیده مشهور وی که مطلعش این است چنانچه می باید بیرون نیامده است:

که دارد چون تو معشوقی نگار و چابک و دلبر

و در مفتتح بعضی قصاید گفته:

در دهر نیست از تو دلفروزتر نگار

در شهر نیست از تو جگر سوزتر پسر

تا کرده ام به لاله سیراب تو نگاه

تا کرده ام به نرگس پرخواب تو نظر

گاهی چو لاله ام وصالت شکفته روی

گاهی چو نرگسم ز فراقت فکنده سر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

معزی - رحمه الله تعالی، وی در زمان دولت معز الدنیا و الدین سنجر بن ملکشاه بود و از مداحان اوست و معزی نسبت به اوست.

و آنچه او را در زمان وی از علو شأن و رفعت درجه میسر شد کم شاعری را میسر شده و گویند که سه کس از شعرا در سه دولت اقبالها دیدند و قبولها یافتند که کس نیافت: رودکی در عهد سامانیان و عنصری در دولت محمودیان و معزی در دولت سنجریان.

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 11 - معزی

اگلی نظم

ادیب صابر ترمذی - رحمة الله علیه، وی شاعری فصیح و فاضلی لبیب بوده و اشعار وی را لطافتی کامل و ملاحتی تمام حاصل است، و افاضل به تقدم وی معترفند چنان که انوری وی را بر خود ترجیح نهاده آنجا که در قطعه ای تعداد کمالات خود می کند و در آن می گوید:

این همه بگذار با شعر مجرد آمدم

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 13 - ادیب صابر ترمذی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

کس بی‌کسی نماند می‌دان تو این قدر

گر با یکی نسازی آید یکی دگر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1119

مستیم و بیخودیم و جمال تو پرده در

زین پس مباش ماها در ابر و پرده در

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1120

عارف ز نه سپهر چو صرصر کند گذار

چون برق ازین سیاهی لشکر کند گذار

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4716

ای پرده‌ساز گشته درین دیر پرده در

تا کی چو کرم پیله نشینی به پرده در

عطار»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 16

معنی الوجود فی صورالکون قد ظهر

ما ضر سر وحدته کثرة الصور

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 243

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور