صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. حافظ
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 123

غزل شمارهٔ 123

شاعر: حافظ

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اییدارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: کلارک
Toggle stanza 1
11
مطربِ عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقشِ هر نغمه که زد راه به جایی دارد

Wonderful harmony and great melody, my minstrel of love hath: Every picture of the hidden that he striketh, path to place hath.

22
عالَم از نالهٔ عُشّاق مبادا خالی
که خوش‌آهنگ و فرح‌بخش هوایی دارد

Void of the wailing of lovers, be not the world: For a note, pleasant of melody and joy-giving, it hath.

33
پیر دُردی‌کَش ما گرچه ندارد زر و زور
خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد

Although neither gold, nor force, hath our Pir, dreg-drinking, Happily, a God sin-forgiving, error-covering, he hath.

44
محترم دار دلم کاین مگسِ قندپَرست
تا هواخواهِ تو شد فَرِّ هُمایی دارد

Keep my heart great. For this sugar-worshipping fly, Since Thy desire it became, the pomp of the Homa hath.

55
از عدالت نَبُوَد دور گَرَش پُرسد حال
پادشاهی که به همسایه گدایی دارد

Far from justice it is not, if of his state inquireth That King, who, in his neighborhood, a beggar hath.

66
اشکِ خونین بنمودم به طبیبان گفتند
دردِ عشق است و جگرسوز دوایی دارد

To the physicians, I showed my bloody tears. They said: ‘Tis love’s pain; and the remedy, “the burning of the liver hath.”

77
ستم از غمزه میاموز که در مذهبِ عشق
هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد

The tyranny of the glance, learn not. For, in love’s order, Every work, a reward; and every deed, a requital hath.

88
نغز گفت آن بتِ ترسابچهٔ باده‌پرست
شادیِ رویِ کسی خور که صفایی دارد

That idol of the young Christian, the wine-seller, well said: “Enjoy the joy of that person’s face, that purity, hath.”

99
خسروا حافظ درگاه‌نشین فاتحه خواند
وز زبان تو تمنای دعایی دارد

O King! Hafez, a sitter of thy court, reciteth the fatiha; And, from thy tongue, the desire of a prayer halt.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر آن‌که جانِبِ اَهْلِ خُدا نگه دارد

خُداش در همه حال از بَلا نگه دارد

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 122

اگلی نظم

آن که از سُنبُلِ او، غالیه تابی دارد

باز با دلشدگان ناز و عِتابی دارد

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 124

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ذره‌ام چشم به خورشید لقایی دارد

استخوانم سر پیوند همایی دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3322

جام می چهره اندیشه نمایی دارد

سینه درد کشان طرفه صفایی دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3323

دل آگاه ز تن فکر رهایی دارد

از رفیقی که گران است جدایی دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3324

مدعی باز ملولست و بلایی دارد

در کف آیینهٔ اندیشه نمایی دارد

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 230

هر سر شاخ درین باغ هوایی دارد

هر گلی رنگی و هر مرغ نوایی دارد

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 261

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00