صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. حافظ
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 121

غزل شمارهٔ 121

شاعر: حافظ

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: یندارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: کلارک
Toggle stanza 1
11
هر آن کاو خاطِرِ مَجموع و یارِ نازنین دارد
سَعادَت، همدم او گشت و دولت، هم‌نشین دارد

Every one, who, his heart collected and the beloved acceptable hath, Happiness became his fellow-companion; and fortune, his fellow-sitter, he hath.

22
حَریمِ عشق را دَرْگَه، بسی بالاتر از عَقْل است
کسی آن آسْتان بوسد، که جان در آستین دارد

Much more lofty than reason is the court of the fold of love: That threshold, that one kisseth who, his life in his sleeve, hath.

33
دهانِ تَنْگِ شیرینش، مگر مُلْکِ سلیمان است
که نَقْشِ خاتَمِ لَعْلَش، جهان، زیرِ نگین دارد؟

Thy small sweet mouth is perchance Soleiman’s seal; For, the world beneath the seal-stone, the picture of the seal of its ruby hath.

44
لَبِ لَعْل و خَطِ مُشکین، چو آنش هست و اینش هست
بنازم دِلْبَرِ خود را، که حُسْنَش، آن و این دارد

The ruby lip and the musky hair, when His is that and His is this, of my Heart-ravisher, I boast; because this and that, His beauty hath.

55
به خواری مَنْگَر ای مُنْعِم، ضَعیفان و نَحیفان را
که صَدْرِ مَجْلِسِ عِشْرَت، گدایِ ره‌نشین دارد

O opulent one! with contempt, regard not the weak and the poor: For, the chief seat of honor, the Fakir, the road-sitter hath.

66
چو بر رویِ زَمین باشی، توانایی، غَنیمت دان
که دوران، ناتوانی‌ها، بسی زیرِ زَمین دارد

When thou art on the surface of the land regard powerfulness plunder: For, beneath the surface of the land, many a non-powerful one Time hath.

77
بَلاگردانِ جان و تن، دعایِ مُسْتْمَنْدان است
که بیند خِیْر از آن خَرْمَن که نَنْگ از خوشه‌چین دارد؟

The turner of calamity from the soul and the body, is the prayer of the poor: Who experienceth good, who, from that harvest, shame of the corn-gleaner hath?

88
صَبا از عِشقِ من، رَمزی بگو با آن شَهِ خوبان
که صد جَمشید و کِیخُسرو، غُلامِ کم‌ترین دارد

O breeze! utter a secret of my love to the sovereign of the lovely ones, Who, as the meanest slave, a hundred Jamshids and Kay-Khosros hath.

99
وگر گوید نمی‌خواهم، چو «حافِظ»، عاشِقِ مُفْلِس
بگوییدش که سلطانی، گدایی هم‌نشین دارد

If he say: “A poor lover like Hafez I desire not:” Speak ye to him, saying: “Imperial sway, the beggar, road-sitter hath.”

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان دارد

بهارِ عارضش خطّی به خونِ ارغوان دارد

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 120

اگلی نظم

هر آن‌که جانِبِ اَهْلِ خُدا نگه دارد

خُداش در همه حال از بَلا نگه دارد

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 122

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

به هرجا نعمتی هست انفعالی درکمین دارد

حلاوت‌خانهٔ دنیا مگس در انگبین دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1024

قدح، می بر ‌کف است‌ و شمع‌، گل در آستین دارد

در این محفل عرق می‌پرورد هر کس جبین دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1025

نهال زندگی بالیدنی وحشت‌کمین دارد

نفس‌گر ریشه پیدا می‌کند ننگ از زمین دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1026

کجا پروای ما سرگشتگان آن مه جبین دارد؟

که خون صد چراغ مهر را در آستین دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2933

دل رنگین لباسان تیرگی را در کمین دارد

حنای دست زنگی هند را در آستین دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2934

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00