صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2933

غزل شمارهٔ 2933

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: یندارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

کجا پروای ما سرگشتگان آن مه جبین دارد؟

که خون صد چراغ مهر را در آستین دارد

2

زجمعیت امید بی نیازی داشتم، غافل

که آنجا صاحب خرمن نظر بر خوشه چین دارد

3

چه شیرینی است یارب با زمین پاک خرسندی

که هر نی را که می کاوی شکر در آستین دارد

4

امید جان شیرین داشتم از لعل سیرابش

ندانستم که از خط زهر در زیر نگین دارد

5

عدالت این تقاضا می کند کز خرمن قسمت

نیابد نان جو هر کس زبان گندمین دارد

6

بهشت نقد می خواهی به نقد وقت قانع شو

که روز خوش نبیند هر که چشم دوربین دارد

7

اگر عارف سفر از خود کند یک بار، می یابد

که دامان بهار عیش را صحرانشین دارد

8

اثر بگذار تا ایمن شوی از مرگ گمنامی

که از آیینه اسکندر حصار آهنین دارد

9

کدامین گوهر ارزنده افتاده است از دستش؟

که با صد چشم روشن آسمان رو بر زمین دارد

10

ندیدم تا به خاک افتاده نور مهر را صائب

نشد روشن که چرخ بیوفا با مهرکین دارد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نفس یک پا درون خانه، یک پا در برون دارد

کسی محکم عنان بادپای عمر چون دارد؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2932

اگلی نظم

دل رنگین لباسان تیرگی را در کمین دارد

حنای دست زنگی هند را در آستین دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2934

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

به هرجا نعمتی هست انفعالی درکمین دارد

حلاوت‌خانهٔ دنیا مگس در انگبین دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1024

قدح، می بر ‌کف است‌ و شمع‌، گل در آستین دارد

در این محفل عرق می‌پرورد هر کس جبین دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1025

نهال زندگی بالیدنی وحشت‌کمین دارد

نفس‌گر ریشه پیدا می‌کند ننگ از زمین دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1026

هر آن کاو خاطِرِ مَجموع و یارِ نازنین دارد

سَعادَت، همدم او گشت و دولت، هم‌نشین دارد

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 121

دل رنگین لباسان تیرگی را در کمین دارد

حنای دست زنگی هند را در آستین دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2934

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور