صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1025

غزل شمارهٔ 1025

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: یندارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

قدح، می بر ‌کف است‌ و شمع‌، گل در آستین دارد

در این محفل عرق می‌پرورد هر کس جبین دارد

2

به ذوق سربلندی‌ها تلاش خاکساری کن

نهال این چمن گر ریشه دارد در زمین دارد

3

به جمعیت فریب این چمن خوردم ندانستم

که در هر غنچه توفان پریشانی کمین دارد

4

نفس تا در جگر باقی‌ست از آفت نی‌ام ایمن

که چون نی استخوانم چشم بد در آستین دارد

5

ندیدم فارغ از وحشت اگر خواری وگر عزت

ز در تا بام این ویرانه یکسر حکم زین دارد

6

گره در طبع نی هرچند افزون ناله رعناتر

کمند ما رسایی در خور سامان چین دارد

7

لب او را همین خط نیست منشور مسیحایی

چنین صد معجز آن سحرآفرین در آستین دارد

8

ندیدم از خجالت خویش را تا چشم واکردم

درین دریا حبابم طرفه وضعی شرمگین دارد

9

سزاوار خطایی هم نی‌ام از ننگ بیقدری

به حالم نسبت نفرین‌، غرور آفرین دارد

10

رهایی نیست ما را از فلک بی‌خاک گردیدن

به هرجا دانه‌ای هست آسیا زیر نگین دارد

11

به دوش سجده از خود می‌روم تا آستان او

به رنگ سایه جهد عاجزان پا از جبین دارد

12

سرشکم‌، دود آهم‌، شعله‌ام‌، داغ دلم بیدل

چو شمع‌از حاصل‌هستی‌سراپایم همین دارد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به هرجا نعمتی هست انفعالی درکمین دارد

حلاوت‌خانهٔ دنیا مگس در انگبین دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1024

اگلی نظم

نهال زندگی بالیدنی وحشت‌کمین دارد

نفس‌گر ریشه پیدا می‌کند ننگ از زمین دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1026

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر آن کاو خاطِرِ مَجموع و یارِ نازنین دارد

سَعادَت، همدم او گشت و دولت، هم‌نشین دارد

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 121

کجا پروای ما سرگشتگان آن مه جبین دارد؟

که خون صد چراغ مهر را در آستین دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2933

دل رنگین لباسان تیرگی را در کمین دارد

حنای دست زنگی هند را در آستین دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2934

به هرجا نعمتی هست انفعالی درکمین دارد

حلاوت‌خانهٔ دنیا مگس در انگبین دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1024

نهال زندگی بالیدنی وحشت‌کمین دارد

نفس‌گر ریشه پیدا می‌کند ننگ از زمین دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1026

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور