شاعر: حافظ
زمین
سزد که سجده کنند، ای برهمن عجمی
همه بتانت که محراب چشم هر صنمی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1912
چو من به دامگه عبرت او فتاده کمی
قفس شکستهٔ بی بال دانه در عدمی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2753
همیدهد خبر از گل نسیم صبحدمی
ز گشت باغ میاسا به عذر بیدرمی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 456
مرا تو جان عزیزی و یار محترمی
به هر چه حکم کنی بر وجود من حکمی
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 596