شاعر: حافظ
زمین
به حق آنک تو جان و جهان جانداری
مرا چنانک بپروردهای چنان داری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3085
حدیث یا شکر است آن که در دهان داری
دوم به لطف نگویم که در جهان داری
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 569
ز برگریز، دل بی قرار ازان داری
که غافلی ز بهاری که در خزان داری
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6855
دگر چه شد که به عشاق سرگران بودی؟
چو لاله حرف جگرسوز در دهان داری
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6856